Join Now for Free!
51
Male
Never Married
North Vancouver, BC
Are you interested?
In their own words

به مناسبت روز مادر

این مادرما خداییش یه چی میدونست که هنوز پشت لب مون سبز نشده تا دخترخوشگل مشکل میدید گیرمیداد اینو بگیراونوبگیر، این خوشگله، اون ترگل بر گله، این زیرلبش خال داره، اون ملکه ی آفاقه، کدوم یکی صوفیا لورنه، اون یکی مادرش عاشقش میشه، این یکی ماه شب چارده س، دختر فرنگیس خانم چش و ابروپیوندی داره و الی ماشاالله. مگه جرات داشتم با شاگردای دخترم تو خونه کلاس خصوصی بزارم؛ تا فیها خالدون دختره و شجره نامه خودش و بابا ننه شو در نمیاورد که کیه وکجاست وتمام دعا نویسای شهر رو به خط نمی کرد و لای کتاب واسم باز نمی کرد ول کن نبود. بنده خدا رو یه بار با همدستی همشیره فرستادیم زیارت یه نفس راحتی بکشیم به کاروزندگی مون برسیم نگو با عباس قادری همسفر شده بود و اون آهنگ پارسال باهاردسته جمعی رفته بودیم زیارت ازون سفر به بعد اومد تو بازار. هنوز از سفر برنگشته نه یکی، با دو تا خواهررفیق شده بود برگشتنی پاشو توی یه کفش کرده بود الا و بلا تو باید هردوتا خواهرو با هم بگیری ثواب داره! ازباهوشی واطلاعات زبانی و فرهنگیش دیگه نگم براتون؛ خودم به عنوان مدرس حوزه ی زبان اینو اعتراف میکنم که انگارمادریک دیکشنری کامپرهنسیوو تمام عیار ازاصطلاحات وضرب المثل ها و ظنزها وتیکه های سنتی بود. اینا رو گفتم که هم یه قطره ازبک گراندی که اومدم اینجا ارائه بدم و هم لبخندی روی لب هاش توی آسمون ها بیاد و برای آزادی ایران مون و هم آزادی قلب هامون از اسارت خواسته ها و منیت ها و خودخواهی ها شاید دعایی بکنه. خلاصه اینکه چنان مادری بود که آنقدربه ما بچه ها شعورداد که تا لحظه ای که بود نگذاشتیم حتی یک ثانیه روی زمین بمونه. ومن ازآخرین نسل و افرادی هستم که به رابطه این مدلی وفادارم چون منو یادش میندازه، مادر رو می گم.

Appearance
Hair
Black
Eyes
Brown
Physique
Stocky
Height
5' 10"   (178 cm)
Family Roots
Iranian
Race
Other
My Lifestyle
Smoking
Non-Smoker
Drinking
Socially
Has Kids
No
Wants Kids
I'll tell you later
Religion
Other
Education
Master's Degree
Occupation
I'll tell you later
Income
I'll tell you later
Politics
Does Not Matter
What languages do you speak?
Farsi / Persian, English, Other
Favorite Music
Folk
Favorites
Favorite Actors
Gene Hackman, Dustin Hoffman, Robert De Niro, Jim Carrey, Michael Douglas, Marlon Brando, Alain Delon, Al Pacino, Gregory Peck, Clint Eastwood
Favorite Actresses
Meryl Streep, Sophia Loren, Demi Moore
Favorite Artists
رامبراند
Favorite Athletes
Bruce Lee, Jean-Claude Van Damme, Ronaldinho, Ronaldo Luís Nazário de Lim
Favorite Clothing Stores
Ross
Favorite Horror Movies
Exorcist
Favorite Sports Teams
Brazil
Favorite Sports
Martial Arts
Favorite Foods
فسنجان، قلیه ماهی، قلیه میگو، انواع کباب
Favorite Styles Of Music
Kurdish and Persian uplifting dance
Interests
Animals
حیوانات فرشته های روی زمین هستن به باور اینجانب ولی با نگهداری حیوان داخل خونه مخصوصا سگ و گربه موافق نیستم؛ اینو عرض کردم که تعداد افرادی که پیشنهاد ازدواج میدن یه ذره کم بشه یه نفس راحتی بکشم
Personality
Adventurousness Average
Trustingness Somewhat Gullible
Confidence Somewhat Confident
Independence Very Independent
Romance Very Romantic
Sociability Average
Lifestyle
Neatness Somewhat Neat
Punctuality Often Early
Spending Average
Work Ethic Driven
Insights
Describe the perfect evening.
قرار بود از خصوصیات خودم اینجا بنویسم: یک: همسر سابقم یک ماه از ازدواج نگذشته بود که برگشت به من گفت برو دوست دختر بگیر! از درون شکستم ولی به خاطر معلولیتش اون لحظه چیزی بهش نگفتم. چند ماه بعد فرصتی پیدا کردم بهش گفتم یادته یه روز به من گفتی برو دوست دختر بگیر" گفت آره. پرسیدم میشه بپرسم چرا همچین چیزی به من گفتی؟ گفت: میخوام لذت ببری. بهش گفتم: آهاااا؛ یعنی تو نگران لذت منی؟ گفت آره. گفتم آخه عزیزم، تو که ماشالا زبونت هفت متره چرا مستقیم از خودم نپرسیدی شوهر گرامی، لذت های تو چه چیزاییه. گفتم دوست داری بگم لذت های من چیه؟ گفت آره؛ گفتم وقتی میریم خرید و تو اصرار میکنی من برم واسه خودم بچرخم که پا به پای تو خسته نشم بعد بیام، گفت خب؟ گفتم میخوای بدونی من وقتی میرم کجا میرم؟ گفت آره؛ گفتم من میرم از پشت و بالای قفسه ها و ردیف ها کاکل موهای فرفری تو رو عین جی پی اس دنبال میکنم چون دلخوشی من تویی، دلم میخواد بدونم کجایی چشمم تو رو دنبال میکنه. آخر این قسمت بهش گفتم: یعنی تو خجالت نمی کشی همچین حرفی به من میزنی که برم دوست دختر بگیرم؟ جوابی نداشت ولی بعد از اینکه یه روز خواهر گرامیش داشت علت اصرار و عجله خودش رو به مهاجرت از ایران توضیح میداد و گقت که چون اون هم با یه آقایی رابطه داره و نمیخواد شوهرش بفهمه میخواد مهاجرت کنه که شوهرش نفهمه اونجا بود که ضربه اول به مغزم خورد ولی جدی نگرفتم اما دست آخر که همسر گرامی خودم بلند شد رفت توی روز روشن خونه ی دوست پسرش باهاش هم خونه شد تازه فهمیدم چرا به من می گفت برو دوست دختر بگیر چون میخواسته راه رو برای خیانت خودش باز کنه، در واقع خانواده ای که توش خیانت خیلی عادی بوده و من از همه جا بی خبر! دو: یه روز که رفته بودیم ویزیت دکتر ارتوپدش، یه لحظه که خودش حواسش نبود درگوشی به دکترش گفتم: خانم دکتر میشه یه خواهشی بکنم ازتون؟ گفت بفرما؟ گفتم میشه بدون اینکه خانمم بفهمه بدن منو تست کنید اگه امکان پیوند هست و من فلج میشم ولی خانمم حتی یک درصد بهتر میشه بدید امضا کنم منو بخوابونید از بدن من بردارید پیوند کنید به بدنش. من بچه ی سنندج قلب کردستان هستم و در قلب خانواده ای بزرگ شدم که عشق رو اینجوری برام تعریف کرده، خواستم بدونید. بسیار ممنون می شم اگه فکر می کنید داستان سرایی کردم یا در باورهاتون نمی نجه یا احیانا با زبان فارسی و تشخیص نوع نوشته و اینکه کجاش واقعیه کجاش ظنزه مشکل دارید لایک نزنید یا اگه خودم هم پیام دادم ممنون دوعالم میشم ازتون که به جای خالی کردن خشم و توهین و بد دهنی بلاک کنید
Join Now for Free!