دنبال رابطه ی هدفدار هستم؛ جدی هستم، شوخی نیستم، دنبال رابطه ای هستم که به هدف برسیم؛ حال حوصله ی نشستن و با عمه جان سبزی پاک کردن ودختر فخری خانمو شوهر دادن واین چیزا رو ندارم؛ میخوای زن بگیری بسم الله، دست بجنبون، شناسنامه تو بزار جیبت بیوفت جلو بریم محضرهر چی هم داری از خونه و زمین وماشین و موبایل ودمپایی ابریتم میکنی به نام من، باضافه ی یک جلد کلام الله مجید! جیکتم درنمیاد! بچم میخوام تازه حضانتشم میخوام! اینا نمونه ی دستکاری شده ی جملاتیه که توی این ده پونزده ساله توی این سایت خوندم؛ آره، درست شنیدید ده پونزده سال! حالا اینا رو بیخیال، بزارید یه تعریفی از خودم ازجدی بودن تقدیم کنم ببینیم واقعا کی جدیه؟ وقتی با یه نفر شروع به صحبت می کنی حتی حاضر نیستی ازبقیه ی پروفایل پسرا دل بکنی تو جدی، هدفدار و صادق نیستی؛ وقتی نا سلامتی یه دو سه ماهی یا سالی با یه نفرهستی، رفتی اومدی، نون و نمک خوردی ولی چشم و دلت قفل نداره و یه پسر مایه تیله داروهیکلی ترمی بینی آه می کشی ته دلت میگی ای خاک تو سرت با این شانست، ببین چه هیکلی داره، لامبورگینی سوار میشه اونوقت منه در بدررو سوارپراید میکنه این مرتیکه ی کچل پشمالو! تو جدی، هدفدار و صادق نیستی، وقتی دم از رابطه ی عاشقانه میزنی وازدواج ولی هنوزاز بابی و مامی و دادی و سیسی دستورو خط میگیری، تو جدی، هدفدار و صادق نیستی؛ دکترهلاکویی میگه: دختر پسرای عزیز، اگه میخواید عاشق بشید اول از پدر و مادراتون طلاق بگیرید چون آدم وابسته عاشق نمیشه. اگه این اوضاع فعلی رو می بینی و میدونی توی قرن بیست و یکم هستیم وآخرین مدل گوشی هم دستت میگیری ولی هنوز دغدغه و تعریفت از ازدواج همون شوآف توی مراسم میلیاردیه و نمیتونی از رقص چاقو دل بکنی، تو جدی نیستی.